لاک پشت ...
"ای آخرین عدد آن سوی بی نهایت ، تو!
که احتمال تو آغاز یک شمارش نو
چه احتمال بدی !نه نمی کنم باور
که یک عدد که تو نه ، باقی است ، بعد از تو
یک ، دو ، سه ... تو اصلا عدد نخواهی بود
به فرض هم بگذارم دو سه قدم به جلو
به خوشه ای که تویی ، دستهای من نرسید
اگرچه دشت تو را ساقه ساقه کرد ، درو
کدام جذر ، به مرز تصاعد تو رسید ؟
تو بر تو بخش شوی می شوی مساوی تو
و لاک پشت به دریا که جزر میشد گفت :
نمی شوم به تو نزدیک اگر ، تو دور نشو ...
کجاست جای تو ای هر چه هست تو ، تو ، تو
ولی تو نه ، تو نه ، تو ... هر که می رود تو مرو
نوشته شده توسط saru در چهارشنبه 28 آبان 1387 ساعت 8:44:46 PM |